«درصد قابل توجهي از آدمهاي بسيار تيزهوش، برخلاف آنچه تصور مي شود آدمهاي متفاوتي نيستند. آدم ريزنقشي پشت ميزي
مملو از كتابهاي قطور. عينك ته استكاني. نگاهي گيج و مبهوت. رفتار غيرعادي.»
فكر مي كنيد ضريب هوشي تان چقدر است؟ ياد نمرات درسي و مدرسه افتاديد !مي دانيد ضريب هوشي ربط چنداني به نمره امتحان و استعداد در رياضيات ندارد. در بسياري از جوامع، تيزهوشان نه تنها به جايي نمي رسند، كه حتي گاه از درس و مدرسه هم مي مانند. آغاز هفته جاري، همايشي در شهر كلن آلمان برگزار شد به نام همايش تيزهوشان. 350 آدم بسيار با استعداد ، از بيست كشور عضو اتحاديه اروپا، در اين همايش شركت كردند. آدمهاي معمولي مثل ما و شما.
اگر بين آدمهاي تيزهوشي كه اين طور تعريفشان مي كنند برويم و بپرسيم: «نخبه بودن يعني چه»؟ پاسخ آنها چه خواهد بود؟ خانم جواني مي گويد: «يعني اينكه آدم كنجكاوه. فوري مطلب رو مي گيره. بعضي وقتها هم تعجب مي كنه كه چرا بقيه اين قدر كند هستند و يك مطلب را بايد چند مرتبه برايشان توضيح داد.»
و مرد تقريبأ ميانسالي كه كمي آن طرفتر ايستاده معتقد است: «خيلي چيز خاصي نيست. چون من خودم اين طور هستم.»
يوليان، پسر بچه اي كه دست مادرش را گرفته و تاب مي دهد مي گويد: «خيلي با استعداد يعني آدم خيلي باهوش… يك كمي باهوش، من هم هستم.» يوليان هشت ساله هم يكي از اعضاي انجمن تيزهوشان است. اين انجمن آغاز هفته جاري كنگره اي در شهر كلن برگزار كرد. در اين كنگره 350 نفر از بيست كشور اروپايي حضور داشتند. كساني كه ضريب هوشي بالاتر از حد معمول دارند. اعضاي شركت كننده در اين سمينار، همگي در تستي به نام تست آي كيو IQ شركت كرده اند. در اين تست 300 امتيازي، آدمهايي كه ضريب هوش معمولي دارند، تا حدود صد امتياز كسب مي كنند. از صد وچهل امتياز به بالا، شركت كننده جزو آدمهاي «بسيار باهوش» محسوب مي شود.
مشكل يك تيزهوش در مدرسه
مادر يوليان با اينكه خيلي زود متوجه تيزهوشي پسرش شده است، از مشكلاتش مي گويد:«هنوز دو هفته از شروع مدرسه نگذشته بود كه ديدم كلافه است. حوصله مدرسه رفتن نداشت و مي گفت چرا مدرسه اين قدر خسته كننده است. من كه همه چيز رو بلدم.»
معلم كلاس اول معتقد بود كه يوليان را بايد مرتب كنترل كرد، چون زيادي پرجنب و جوش است. بچه ناآرامي كه با كلاس درس و مدرسه جور درنمي آيد. مادر يوليان از مسؤولان تربيتي مدرسه مي خواهند كه از پسرش تست هوش گرفته شود. نتيجه نشان مي دهد كه حق با مادر بچه است. چون كلاس اول براي اين بچه بااستعداد كم است، حوصله اش سرمي رود و بي قراري مي كند. مادر يوليان ادامه مي دهد: « از وقتي كه او به جاي كلاس اول به كلاس دوم فرستاده شده، مدرسه را دوست دارد و دست از بي قراري برداشته است».
شانس كم بچه هاي تيزهوش
در بسياري از كشورهاي دنيا، بچه هاي باهوش و پرجنب و جوش، شانسي مثل يوليان ندارند. بچه هايي كه نه در خانه و نه در مدرسه كسي تشخيص نمي دهد ضريب هوشي بالاتر از حد معمول دارند و بايد با آنها به گونه ديگري برخورد شود. تعداد زيادي از اين بچه ها، نه تنها وارد مدرسه تيزهوشان نمي شوند، كه درس و مدرسه را هم رها مي كنند، چون حوصله شان از پشت ميز نشستن سر مي رود.
ميشاييلا، خانم جواني كه مشاور يكي از شركتهاي تجاري موفق در شهر مونيخ است مي گويد: «من كه تكليف خانه را هيچ وقت انجام نمي دادم !هميشه جايي مي نشستم كه كمتر به چشم مي آمد و كتابم را طوري مي گرفتم كه ديده نشوم. اما تمرينهاي رياضي را به سرعت حل مي كردم».
البته همه آدمهاي باهوش استعداد رياضي ندارند. «كريستينه وارليز» مدير انجمن تيزهوشان در آلمان معتقد است: «اين بزرگترين پيش داوري است كه گفته مي شود آنهايي كه در رياضي يا فيزيك استعداد دارند يا برنامه نويس كامپيوتر هستند، تيزهوشند. شايد اينطور باشد، اما هر كس كه در رياضي استعداد نداشته باشد بي استعداد نيست. اينجاست كه خيلي از خانمها خودشان را دست كم مي گيرند و پيش خودشان فكر مي كنند چون استعداد رياضي ندارند، تيزهوش نيستند. من كه خلاف اين پيش داوري را زياد ديده ام».
عكاس، نقاش، كارمند بانك يا استاد دانشگاه فرقي نمي كند، براي عضويت در انجمن تيزهوشان آلمان، تنها يك قدم بايد برداشت. آن هم شركت در تست هوش است.
شركت كنندگان با كسب حداقل 130 امتياز به عضويت انجمن تيزهوشان پذيرفته خواهند شد. كيت، خانم بيست و پنج ساله اي كه ساكن شهر هامبورگ است، سال گذشته كاملاً تصادفي در اين تست شركت كرد . او مي گويد: «فكر كردم كه امتحان جالبي است و به تجربه كردنش مي ارزد. بعد از امتحان هم حس خوبي داشتم. يك هفته بعد، نامه اي برايم فرستاده شد كه پذيرفته شده ام. من هم به هر كه مي شناختم زنگ زدم و گفتم كه من تيزهوشم!»
كيت در زمره آدمهاي معاشرتي شمرده مي شود كه نه فقط در مدرسه سرحال و بانشاط بوده، بلكه سر كار هم از كاري كه مي كند لذت مي برد.
چند متر آن طرفتر از كيت، خانم ديگري ايستاده است. خانمي كه آنطور كه خودش مي گويد از نظر روانشناسي دچار نوعي اختلال شخصيتي است. بيماري كه از نشانه هاي آن خجالتي بودن بيش از حد و گوشه گيري از جمع است.
اين خانم كه نيكل نام دارد ادامه مي دهد: «در مورد مسايلي مثل موضوعات علمي خيلي خوب مي توانيم مدت طولاني با هم گفتگو كنيم. اما پاي صحبت روزمره كه مي رسيم، مثل: امروز چه هواي خوبي است و احوال مادربزرگت چطور است و چه مي كني، من نيستم. نمي توانم ادامه دهم ».
با وجود اين، نيكل هم در اين كنفرانس شركت كرده است. در اين جمع، هر كس آنطور كه هست پذيرفته مي شود. دليلي ندارد كسي خود را مجبور كند كه با سايرين هماهنگ باشد.
آنچه براي اين انسان ها ساده نيست، اين است كه راه خود را پيدا كنند. اين آدمها آنقدر استعداد و در زمينه هاي مختلفي توانايي پيشرفت دارند كه اغلب نمي دانند از كجا بايد شروع كنند