اغلب بيماران ديابتي درباره افزايش قند خون و راه‌ هاي كنترل آن، اطلاعات كافي دارند. ولي تعداد كمي از اين بيماران به آثار كاهش قند خون يا هيپوگليسمي واقف هستند. بنابراين ذكر نكاتي در خصوص اين مشكل براي بيماران ديابتي حايز اهميت است.

6 نكته زير از مهم ‌ترين نكاتي هستند كه بيماران ديابتي بايد درباره افت قند خون خود بدانند:

1- خطرناك ‌ترين و شايع‌ ترين عارضه تزريق انسولين، كاهش ناگهاني قند خون است.

اين عارضه بيشتر در آن گروه از بيماران ديابتي ديده مي ‌شود كه مقدار انسولين را خودسرانه زياد مي كنند، يا غذا نخورده آن را تزريق مي‌ نمايند، و يا بدون كاهش مقدار انسولين، هم‌ زمان با ترزيق آن، ورزش سنگيني انجام مي دهند.

مشاهده ي علايم و نشانه‌ هاي زير در يك بيمار ديابتي، بايد ما را به فكر هيپوگليسمي بيندازد:

لرزش اندام، احساس مورمور شدن بدن، احساس گرسنگي، اختلال ديد، سياهي رفتن چشم، گزگز، مورمور يا سوزن سوزن شدن دور دهان و لب‌ها، سردرد، عدم تمركز، تعريق شديد و ناگهاني و سرد، پوست سرد و مرطوب، رنگ پريدگي، لكنت زبان، رفتارهاي غيرعادي و غير منتظره، دوبيني، گاهي هيجان و پُرحرفي، خواب آشفته و كابوس، گاهي شكم درد، گاهي بروز حركات تهاجمي (در جوانان)، گاهي تشنج ناگهاني (در كودكان)، اختلال حواس و فراموشي (در سالمندان) و بالاخره بي‌ هوشي و اغما و حتي مرگ (مرگ در صورتي است كه به علايم هشداردهنده توجه نكنيد).

خوشبختانه تمامي اين علائم برگشت‌ پذير هستند و با مصرف قند، يا آب قند، يا هر ماده ي شيريني به سرعت برطرف مي ‌شود.

اگر مريض بي‌ هوش نبود، اولين اقدام نجات ‌بخش، خوراندن آب ‌ميوه شيرين، آب قند، چند حبه قند و يا هر نوع خوردني يا نوشيدني شيريني است كه در دسترس باشد. البته نوشيدني شيرين، بهتر است.

2- اقدام فوري و نجات‌بخش براي بيماري كه بي هوش شده است، تزريق سرم قندي است؛ يعني تزريق داخل وريدي 25 ميلي ‌ليتر سرم گلوكز 50 درصد (هيپرتونيك) در ظرف دو دقيقه است كه تا 50 ميلي ‌ليتر هم قابل افزايش است. اين تمهيد درماني در اكثر موارد موثر بوده و بيمار ظرف چند دقيقه، چشم ‌هايش را باز مي‌ كند و نجات مي‌ يابد. ولي اگر لازم باشد مي ‌توان از گلوكاگون در بيمارستان‌ ها يا مراكز اورژانس استفاده نمود. كمتر اتفاق مي ‌افتد كه در منزل يا مراكز درماني، سرم قندي نباشد، اما گلوكاگون باشد. لذا اولين اقدام درماني، تزريق سرم قندي مي ‌باشد.

اگر به هر دليل سرم قندي يا گلوكاگون در دسترس نبود و بيمار همچنان در حال بي هوشي بود، ناچارا براي نجات جان بيمار، بايد هر ماده يا محلول شيريني، مانند شربت قند، يا محلول عسل در نيم ليتر آب گرم را به صورت تنقيه وارد بدن بيمار كرد. بايد خاطرنشان كرد كه خوراندن يا نوشاندن هر ماده‌اي به بيمار در حال اغما و بي هوشي كه نمي تواند چيزي را ببلعد، خطرناك است و ممكن است وارد ريه ي او شود و بيمار را خفه كند. ضمنا، تنقيه يك روش سنتي و قديمي است و امروزه قرص ‌هاي گلوكز وجود دارد كه در آب حل مي ‌شود.

3- اگر بيمار ديابتي در حال اغما باشد و هيچ وسيله‌ اي هم وجود نداشته باشد كه بفهميم آيا او دچار هيپوگليسمي (كاهش قند خون) شده است يا هيپرگليسمي (افزايش قند خون) ، بايد فرض را بر كاهش قند خون بگذاريم و قبل از آن كه دير شود، سرم قندي به او تزريق كنيم.

اگر تشخيص درست باشد، بيمار به هوش مي‌ آيد و چشم‌ هايش را باز مي‌ كند و اگر تشخيص درست نباشد، باز هم اتفاق بدي نمي افتد و فقط كمي به قند خون بيمار اضافه مي ‌شود كه چندان تاثيري در سرنوشت او نخواهد داشت.

4- در افراد مسن، علايم و نشانه‌ هاي افت قند خون، ضعيف ‌تر و گاهي گمراه‌ كننده است. ديده شده است كه يك بيمار سالمند مبتلا به ديابت، نيمه‌ هاي شب دچار افت قند خون (هيپوگليسمي) شده و به اغما فرو رفته و سرانجام به مرگ وي انجاميده است، زيرا اطرافيان او تصور مي كرده‌ اند كه بيمار خواب است و دير بيدار مي ‌شود! علت اين پديده آن است كه واكنش‌ هاي افت قند خون در سالمندان، ضعيف است، يعني در جوانان علائمي مانند تپش قلب ، لرزش، تند شدن ضربان نبض و عصبانيت ديده مي ‌شود، در حالي كه در افراد مسن علائمي مانند سردرد، دوبيني، رخوت، لكنت زبان، اختلال حواس، فراموشي و بالاخره تشنج و اغما و حتي مرگ (اگر درمان نشود) جلب توجه مي ‌كند و همان‌ طور كه مي ‌دانيم اين علائم در يك سالمند غير ديابتي و حتي سالم هم ممكن است بي ‌اهميت تلقي شود و مورد غفلت قرار گيرد. لذا در تعيين دوز انسولين در سالمندان نبايد دست ‌و دل ‌باز بود، بلكه بهتر است كمي خست داشته باشيم، يعني نبايد مقدار انسولين را زياد كرد، بلكه بهتر است حتي آن را كمتر تزريق كرد.

5- گاهي ديده شده است كه برخي جوانان، نوجوانان و ميانسالان ديابتي در دريا غرق شده‌اند و اطرافيان او تصور مي كرده‌ اند به علت عدم آشنايي به فن شنا غرق شده است، در حالي كه تزريق انسولين قبل از شنا و فعاليت بدني شديد حين شنا و هيپوگليسمي بعد از آن موجب مرگ او شده است؛ و يا ديده شده كه يك جوان ديابتي، به كوه رفته و سقوط كرده است و فقط به اين دليل بوده كه دوز انسولين را قبل از كوهنوردي كم نكرده و يا به اندازه كافي غذا نخورده، لذا دچار هيپوگليسمي و سقوط از كوه شده است.

6- بيمار ديابتي كه دارو مصرف مي‌كند، نبايد بدون همراه داشتن كمي ماده قندي (مثل شيريني يا آب‌ نبات) با خود، از منزل خارج شود. غفلت از اين اقدام ساده در بسياري از موارد، منجر به مرگ بيمار شده است. همان قندي كه موجب بروز اين همه مشكلات و عوارض در بيماري ديابت مي‌ شود، هنگام هيپوگليسمي (افت قند خون) نجات ‌بخش بيمار است.

اين نكته را تمامي بيماران ديابتي بايد آويزه ي گوش خود كنند كه افزايش قند خون به پزشك و بيمار فرصت كافي مي ‌دهد تا اقدامي براي بهبود حال او انجام دهند؛ مثلا مقدار انسولين را زيادتر كنند، بيمار را بستري كنند و زير نظر بگيرند. ولي كاهش ناگهاني قند خون (هيپوگليسمي) چنين فرصتي را به بيمار نمي ‌دهد و در اينجا اتلاف وقت اصلا جايز نيست.
كارتي براي تمام بيماران ديابتي

روي كارت مخصوص بيماران ديابتي، عبارات زير نوشته شده است:

“من ديابت دارم. اگر هوشيار بودم، ولي حالم بد بود، مقداري ماده ي شيرين يا آب قند به من بخورانيد. اگر بي‌ هوش بودم، لطفا فورا آمبولانس خبر كنيد و مرا به نزديك‌ ترين مركز درماني برسانيد. نام من / نشاني من / تلفن / نام پزشك معالج / نشاني / تلفن”

همين چند كلمه ي ساده كه روي يك كارت نوشته شده، توانسته است در گوشه و كنار دنيا، جان بسياري از بيماران ديابتي را نجات دهد.

تمام بيماران ديابتي، به ويژه آنهايي كه از انسولين استفاده مي ‌كنند، بايد يك كارت مخصوص ديابت، يا يك گردن‌بند، يا پلاك، يا دستبند پلاك ‌دار با خود همراه داشته باشند كه روي آن،‌ تمام اطلاعات بالا قيد شده باشد.

دكتر منوچهر جزايري – فوق تخصص غدد

گردآوری : مجله اینترنتی آیوت دات آی آر

این نوشته برای شما جذاب بود؟ با دیگران به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات

پربازدید ترین مقالات