25 بهمن ماه(روز ولنتاین) را به عشقمان تبریک بگوییم یا 29 بهمن ماه(سپندارمذگان) را؟
نگرد، نيست. اگر حتي سالنامه را زير و رو هم كني، ردپايي از «ولنتاين» نمييابي. شايد گردآورندگان تقويم فراموش كرده باشند آن را در ميان ساير روزهاي ويژه و پرطمطراق ايراني يا اسلامي جاي دهند؛ اما مگر ميشود اين افراد هر سال مرتكب چنين اشتباهي شوند، آخر اين چه جشني است كه اينگونه دل از دخترها و پسرهاي جوان برده و اسم و رسمي از آن نيست….
ذهن خود را بيش از اين درگير يافتن مقصر نكن؛ آخر قصوري رخ نداده فقط مرغ همسايه دوباره هيبت غاز به خود گرفته است.
اگر هزار توي تاريخ ايران باستان را جستوجو كني اين جشن را با نام ديگري مييابي. جشن اسفندگان (سپندار مذگان) همان جشني است كه امروز با نام ولنتاين بر سر زبان ايرانيها است.
چند سالی که 25 بهمن (14 فوریه) روز ولنتاین و خرید گل و عروسک ، شکلات و … در کشورمان باب شده است . اکثر جوان ها بدون اطلاع از اینکه اصلا این ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است، فقط می دانند که باید برای کسانی که دوست دارند هدیه بخرند و با این کار بر علاقه خود به آن فرد تاکید ورزند.
اگر روزهای اخیر (اواخر بهمن ماه ) به مغازه های شهرمان سری زده باشید ، مملو از جعبه های خوشگل کادویی ، عروسک ، شکلات و انواع و اقسام هدایای گول زننده ست . خلاصه غوغایی شده در این شهر شلوغ
انتخاب روزی به عنوان روز دوستی و عشق در سال کار بسیار قشنگی است .بهانه ای است که ما بتوانیم یکبار دیگر علاقه خود را به کسی که دوستش داریم نشان دهیم که عروسک و گل و کادو همه بهانه عشق هستند
حالا اصلا جریان این ولنتاین چیست ؟ از کجا شروع شده ؟
… داستان ولنتاین از این قرار است :
در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران ، در روم باستان فرمانروایی بوده است به نام کلودیوس دوم . کلودیوس ، عقاید عجیبی داشت ، از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد ؛ از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قد غن می کند. کلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان نداشت . اما کشیشی به نام والنتیوس ( همان ولنتاین خودمان ) ، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد . کلودیوس دوم از این جریان خبر دار می شود و دستور می دهد که ولنتاین را به زندان بیاندازند . ولنتاین در زندان عاشق دختر زندان بان می شود . سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق با قلبی عاشق اعدام می شود
بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق
اما متاسفانه مردم برگزاری جشنها و مناسبتهای بیگانه را نشانه تمدن و فخر می دانند . همه اسم ولنتاین را شنیده اند و مراسم آن را مانند سایر بیگانگان بجا می آورند ولی تا به حال اسم “سپندار مذگان ” به گوششان هم نخورده است .
حالا همانطور که داستان ولنتاین را با دقت مطالعه کردید داستان ” سپندار مذگان” را با دقت بیشتری بخوانید
در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از روز ولنتاین فرنگی. این روز «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان» نام داشته است
در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب میکردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بهعنوان مثال روز اول «روز اهورامزدا»، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم «سپندارمذ» بوده است.” سپندار مذ” لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق میورزد. زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان میدهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بهعنوان نماد عشق میپنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب میگرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان میگرفتند
سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند
ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن میگرفتند و با سرور و شادمانی روزگار میگذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً جهانبینی ایرانیان باستان است
براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.
به هر روي از ديد زمان برگزاري نيز جشن اسپندگان كه در29 بهمن برگزار ميشده است، با جشن لوپركاليا نزديك است. جشن ولنتاين را ما ايرانيان برگزار نميكنيم.
مگر خانوادههايي كه آنچيستي ايراني بودن خود را فرو نهادهاند و فرنگيوار رفتار ميكنند.»
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (ولنتاین) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل کنیم
11 پاسخ
عالی بود تک تک کلمات و آداب و رسومی که از ایرانیان مطرح شده بود روح بهار را در وجودم می دمید ایران دارای فرهنگی اصیل غنی و البته فوق تصور زیباست که متاسفانه در محاق رفته است ولی من عاشق ایران باستان هستم و باعث شعف بسیار است اگر ایندست مطالب را در سایتتان بیشتر نموده و درباره ایران باستان بیشتر بگویید تا بیشتر بدانیم . خواهش می کنم مجرایی باز شود تا این آیین ها و سنتها احیاء شود
ممنون از ارائه این مطالب
باید همین بشه یعنی تاریخ روز ولنتاین به تاریخ سپندار مذگان ایرانیان باستان برگرده
ما ایرانی هستیم
ممنون از مقالبه قشنگتون.خیلی خوب بود،حتما به دوستانم هم اینجا رو مارفی میکنم،درود به ایرانیان در هر کجای دنیا که هستید
فرگرد بسیار زیبایی بود . به امید روزی که دوباره بی نیار فرهنگی شویم(امیدشیراز)
خیلی مطلب جالبی بود . این درسته که هویت ما ایرانیان را از ما گرفته اند ولی کاش جوانان ایرانی هم کمی به فکر پیدا کردن هویت خود بودند و می فهمیدند که ما ایرانیان کی بودیم وچی بودیم که حالا ما را به اینجا رسانده اند و اکنون به پوچی رسیدیم.بازم ممنون از این مطلب جالبتون
با سلام
ضمن تشکر از شما که این مطلب رو ارائه دادید میخواستم بگم این ما جوونا هستیم که باید فرهنگ های ایران کهن مون رو زنده نگه داریم.
پس از همه شما که این مطاب زیبا رو خوندید میخوام بیاید ما شروع کنیم و سنت های بیگانه رو کنار بذاریم و ایران رو ارج بنهیم.
با سلام و عرض تبریک ، مطلب بسیار زیبایی بود.
جوونا هم تا حدی حق دارن به هر حال تا به حال اطلاع رسانی در سطح عموم خیلی ضعیف بوده و چند سالیه که عده ای در این رابطه تلاش میکنن والبته اقدامات مفیدی هم شده که قابل توجه بوده به نسبت اینکه دولت و رسانه در زمینه های فرهنگی خیلی ضعیف عمل میکنه. ما نباید مردم رو محکوم کنیم چون بیشتر از سی ساله که فرهنگ گذشته مارو زیر سوال بردن و تلاش برای انکارش داشتن و جوونا هم که از خیلی لحاظ ها احساس کمبود میکردن به فرهنگهایی رو آوردن که تونستن تاریخ خودشون رو خیلی قوی به دنیا عرضه کنن
فرهنگ غنی ما زخم خوردست احتیاج به مرهمی مردمی داره. احتیاج به مبارزانی فرهنگی داره. احتیاج به معرفی واقعی عظمت گذشته داره….
اختلاف در زمان برگزاری سپندارمذگان
هم اکنون در برخی جاها، به جای روز سپندارمذ (پنجم) از ماه سپندارمذ (اسفند)، روز بیست و نهم بهمن را روز جشن سپندارمذگان میدانند. در باره پرسش بخاطر وجود دوگانگیها باید گفت که جشنها و فاصلههای میان آنها در نوشتههای کهن ایرانی دارای تعریف و اندازههای مشخصی است که به مانند دانههای یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از آنها، موجب گسست همه این رشته خواهد شد.
چنانکه در منابع ایرانی آمدهاست، جشن سده پس از ۴۰ روز از شب یلدا یا چله، و پس از ۱۰۰ روز از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده، پیش از ۲۵ روز از جشن اسفندگان است.
از این رو، زمان درست شب یلدا برابر با شامگاه ۳۰ آذر، جشن سده در ۱۰ بهمن و جشن سپندارمذگان (اسفندگان) در ۵ اسفند است.
وطن، نام تو نام نامداران
همه فصل تو بادا نو بهاران
وطن، سبزي، سپيدي، سرخ گوني
مبادا دشمنت را جز زبوني
پاينده باد ايران و ايراني