چندیست که بیمار وفایت شده ام .   
در بستر غم چشم به راهت شده ام.    
این را تو بدان اگر بمیرم روزی
مسئول تویی که من فدایت شده ام 
 
************************************ 
زندگی گریه ی مختصریست… مثل یک فنجان چای…  
و کنارش عشق است… مثل یک حبه قند…  
 زندگی را با عشق نوش جان باید کرد… 
 
************************************ 
من گمان می کردم،
دوستی همچون سروی سرسبز،
چار فصلش همه آراستگی است
 
Man goman mikardam,
Doosti hamchon sarvi sarsab,
char faslash hame arastegist
 
************************************ 
من چه می دانستم،
دلِ هر کس دل نیست
قلبها ، ز آهن و سنگ
قلب ها ، بی خبر از عاطفه اند
 
Man che midanestam,
Dele har kas del nist
ghalbha , ze ahano sang
ghalbha , bi khabar az atefe and
 
************************************ 
در میان من و تو فاصله هاست
گاه می اندیشم،
می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
 
Dar miyane mano to faselehast
Gah miandisham,
mitavani to be labkhandi in fasele ra bardari
 
************************************ 
تو به اندازه تنهایی من خوشبختی
من به اندازه زیبایی تو غمگینم
 
To be andazeye tanhayi man khoshbakhti
man be andazeye zibayi to ghamginam
 
************************************ 
سیلِ سیالِ نگاهِ سبزت،
همه بنیان وجودم را ویرانه کنان می کاود
من به چشمان خیال انگیزت معتادم؛
و در این راه تباه،
عاقبت هستی خود را دادم
 
Seyle sayale negahe sabzat,
Hame bonyane vojoodam ra virane konan mikavad
Man be cheshmane khiyal angizat motadam;
Va dar in rahe tabah,
Aghebat hasti khod ra dadam
 
************************************ 
 
می توان ،
از میان فاصله ها را برداشت
دل من با دل تو ،
هر دو بیزار از این فاصله هاست
 
Mitavan ,
Az miyan fasele ha ra bardasht
Dele man ba dele to ,
Har do bizar az in faselehast
 
************************************ 
 
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما ،
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
 
Shisheye panjere ra baran shost
Az dele man ama ,
Che kasi naghshe to ra khahad shost?
 
************************************ 
 
گرچه شل تاریک است
دل قوی دار ،
سحر نزدیک است
 
Garche shab tarik ast
Del ghavi dar ,
Sahar nazdik ast
 
************************************ 
 
چشم من ، چشمه زاینده اشک ،
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
درنگاه تو رها می شدم از بود و نبود
 
Chashme man , chashmeye zayandeye ashk ,
Goone ambestare rood
Kashki hamcho hobabi bar ab
Dar negahe to raha mishodam az boodo nabood

گردآوری : مجله اینترنتی آیوت دات آی آر

این نوشته برای شما جذاب بود؟ با دیگران به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات

پربازدید ترین مقالات