در سرزمين عاطفه هايم چون گل روئيدي و من باغباني آموختم اما کدام گل احساس باغبان را مي فهمد آيا هيچ گلي هست که باغبان را به اندازه ي يک قطره شبنم يا يک گلبرگ بشناسد و دوست بدارد ؟
***************************************
چرا نوشتم در برگ تنهاييم براي تو نمي دانم … شايد که روزي بخوانند بي تو عشق مرد.
***************************************
من سبزترين واژه ملموس غروبم کاش در اين وسعت سبز يکنفر درد مرا مي فهميد
***************************************
صداقت و مهربانيت را مي ستايم صداقت را از کلامت و مهربانيت را از نگاهت
***************************************
يار دل آزار من وفا نشناسد….. وه که عجب نعمتي است يار وفادار
***************************************
بي گناهي کم گناهي نيست در ديوان عشق.. يوسف از دامان پاک خود به زندان رفته
***************************************
شمع اگر پروانه را سوزاند خير از خود نديد…آه عاشق زود گيرد دامن معشوق را
***************************************
با آنکه انتقام از دشمن حرام نيست…در عفو لذتي است که در انتقام نيست
***************************************
تا که از جانب معشوقه نباشد کششي..کوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد
***************************************
فرياد مردمان همه از دست دشمن است….. فرياد من از دل نامهربان دوست